Friday, October 7, 2011

هنر کنترل - تغییر زمین جنگ


دشمن تمایل دارد با شما در زمین های آشنای خودش بجنگد ، زمینی که تمام جزیات را می شناسد ، زمان و مکان- با زیرکی جنگ را به زمین های بکشانید که برای حریف نا آشناست در آن صورت شما کنترل حرکت ها را بدست خواهید گرفت.بدون تشخیص آنچه که اتفاق افتاده است ، حریف خود را در حال جنگ طبق شرایط شما خواهد دید.

یک داستان کاربردی:

در سال 1932 کمپانی Paramount Pictures در پی ساخت فیلمی کمدی جنایی به نام Night After Night بود. ستاره این فیلم شخصی به نام George Raft و تولید کننده فیلم William Le Baron. بود. ولیام نگران بود که آیا کسی را می تواند برای به عنوان نقش زن در این فیلم باز کند یا خیر. او به پیشنهاد رافت ستاره فیلم خانم Mae West  برای این نقش در نظر گرفت.
 تصویر رافت ستاره فیلم

خانم وست بیشتر به دلیل رقص و رقصندگی معروف بود و مورد توجه دنیای هنر قرار داشت. او در سال 1932 که برای بازی در این فیلم کاندید شده بود  39 سال داشت  و چاق شده بود برای همین تولید کننده در انتخاب وی شک داشت.با این حال ولیام این ریسک را کرد و به او پیشنهاد هفته ای 5000 دلار را برای دو ماه بازی در این فیلم را داد و در نهایت خانم وست این پیشنهاد را پذیرفت


 تصویر وست در سن 40 سالگی

در ابتدا فیلم برداری از خانم وست خواسته شد که وزن خود را کم کند اما او از رژیم گرفتن و تسلیم شدن در مقابل خواسته های تولید کنندگان متنفر بود 
-        در عوض رژیم گرفتن او وی  موی خود را به شیوه بسیار تحریک کننده رنگ زد ( علت این کار را در چند پاراگراف جلو تر بررسی می کنیم) 

 تصویر ولیام لو بران تولید کننده فیلم

وست  از نمایش نامه متنفر بود.دیالوگ او ساده و نقشش خیلی مهم نبود.او اعتقاد داشت که بعضی بخش های فیلم نامه  باید دوباره نوشته می شد  و خود وست تمایل داشت تا نوشتن فیلم نامه را شخصا انجام دهد !
 کارگردانان هالیودی برای مقابله و رام کردن زنان هنرپیشه کاملا حرفه ای و مجهز بودند. خیلی ها می خواستند که متن نمایش نامه را عوض کنند اما در اینجا تمایل بازیگر یعنی وست به نوشتن فیلم نامه عجیب و تازه بود. در نهایت با این درخواست وی مخالف شد و در پاسخ خانم وست هم از ادامه فیلم برداری تا تغییر نسخه فیلم نامه خودداری کرد.
.
 تصویر ذوکر - ریس کمپانی
 
ریس کمپانی آلدف ذوکر فیلم تست بازیگری وست را دید و از او خوشش آمده بود  و روش کار او را پسندید.او از مدیر اجرای خواست تا خانم وست را برای شام در شب تولدش بیرون ببرد و او را با چاپلوسی و چرب زبانی آرام کند و موافقت وی را برای انجام فیلم برداری بگیرد.  اما در شب مورد نظر در زمان شام خانم  وست چک دستمزدش را به دست مدیر اجرایی داد. و به او گفت که دارد فردا صبح نیویورک را ترک می کند.

ذکور بلافاصله از خبر آگاه شد  ، او با عصبانیت تعادل خود را از دست داد.به نظر می رسید که خانم وست آرزو داشت این پول زیاد را از دست بدهد  و ریسکی که می توانست او را تهدید کنند یعنی شکایت کردن بر علیه او به دادگاه به دلیل فسخ یک طرفه قرارداد و نیز آینده کاری خود را که نتیجه آن ممنوع تصویر شدن در هالیود است را پذیرفته باشد

.ذکور یک نگاه دیگری به متن نمایش نامه انداخت، ظاهرا حق با خانم وست بود و ظاهرا متن نمایش نامه بسیار زشت و نامناسب نوشته شده بود. به نظر آقای ذکور ، خانم وست کاملا حق داشت که آینده شغلش را به خطر اندازد اما این نقش را بازی نکند. او تصمیم گرفت یک پیشنهاد جدید به خانم وست بدهد:
 آنها دو بار فیلم می گیرند یک بار با فیلم نامه خانم وست و یک بار با فیلم نامه اصلی هرچند برای آنها اندکی گران تمام می شود و در نهایت هر کدام که بهتر بود را انتخاب می کنند.


 
خانم و ست پیشنهاد را پذیرفت و عملیات فیلم برداری آغاز شد.یک نفر خیلی خوشحال نبود و ان کارگردان Archie L. Mayo بود. وی مردی با رزومه کاری و موفقیت های  بسیار زیاد در هالیود.



 تصویر مایئو کارگردان فیلم

خانم وست نه تنها فیلم نامه را تغییر داد بلکه در نظر داشت تا تنظیمات دوربین را برای زمانی که در حال گرفتن دیالوگ های وی می باشد تغییر یابد.آنها دائما با هم در حال بحث و جدل بودند ( خانم وست و کارگردان) تا اینکه وست مجددا دست از کار کشید و درخواست کرد که در یک بخش از فیلم تصویرش حذف شد و بر روی یکی دیگر از  بازیگران که در حال گفتن یک جمله کمدی بود دوربین تمرکز کند. به نظر وست این کار  به تماشاگران فیلم  زمان خندیدن می دهد ، اما کارگردان به نظرش این کار نا مناسب آمد و پیشنهاد وست را رد کرد. مجددا خانم وست بازی را ترک کرد این در حالی بود که  مدیر استادیو با طرح وست موافق بود ، مدیر استادیو به کارگردان پیشنهاد داد تا با طرح وست موافقت کند اما بعدا پس از بررسی اگر لازم شد تغییرات مد نظر کارگردان را لحاظ می کنند.


این داستان همچنان ادامه داشت و خانم وست در زمان مونتاژ فیلم آنقدر در مورد سکانس های مختلف نظر داد به طوری که هیچ ادیتوری ، نمی توانست آن را به حالت اول برگرداند.


بالاخره فیلم در اکتبر 1932 اکران شد. بعد از دیدن فیلم تمام منتقدان هم نظر شده بودند که یک هنرپیشه جدید خلق شده بود.. وست یک هنرپیش جذاب ، باهوش بود که همه مردها را مجذوب خود ساخت. هرچند او فقط در چند سکانس ایفای نقش کرد اما همه جمله معروف او را در این فیلم به یاد میآروند که خودش آن رانوشته بود " من دختری هستم که آبرویش را از دست داده و هیچ وقت دلم برای آبرویم تنگ نمی شود"

تماشاگران عاشق وست شدند. او به شدت محبوب شده بود در سن 40 سالگی زمانی که او از همیشه چاق تر شده بود قرارداد دومی را با این کمپانی به امضا رساند که گران ترین دستمزد تا آن تاریخ سینمای هالیوود بود در ضمن در این قرار داد  به او آزادی عملی داده شده بود که تا کنون به هیچ بازیگری داده نشده بود.


 تفسیر و بررسی 

در حقیقت زمانی که وست به هالیود آمد او همه چیز بر علیه او بود. او یک زن چاق  و   پیر بود. هدف کارگردان این بود که از او در یک یا دو صحنه به منظور شاد کردن و جذاب کردن صحنه های خسته کننده استفاده کند و سپس او را کنار بگذارند.او قدرت واقعی ندارد و اگر او بخواهد در زمین کارگردان(زمانی که زنان در هالیود هیچ ارزشی نداشتند و فقط برای سو استفاده مورد استفاده در سینما قرار می گرفتند)  بجنگد ، به هیچ کجا نخواهد رسید. اما وست یک نابغه بود او به آرامی جنگ را  به زمین خود کشاند


او نقشه خود را نه به عنوان یک هنر پیشه معمولی بلکه به عنوان یک زن زیبا و جا افتاده آغاز کرد. او با رنگ کردن موی خود و آرایش شدید سعی کردن تا مردان کمپانی فیلم سازی را به سمت خود  جلب کند. او مردان را در اولین قدم و در قسمت تست بازیگری به دام انداخت.


در مرحله بعد او خود را بالاتر از یک هنرپیشه معمولی نشان داد و درخواست کرد تا متن فیلم نامه را خودش تغییر بدهد.طبق انتظار در مرحله با پیشنهاد او مخالفت شد بنابراین او با تهدید کردن به ترک کار و برگرداندن پول ، زمین جنگ را از روی خودش به عنوان یک بازیگر زن معمولی که به راحتی رام و کنترل پذیر است( زمین و یا موضوعی که کارگردانان در آن تبحر دارند)  به سمت زنی که می تواند متن فیلم نامه را خود  تغییر دهید عوض کرد

(با توجه به دلبری های اولیه و موفقیت او در جلب توجه مردان شرکت) با عث شد تا آقای ذکور توجه خود را به سمت فیلم نامه تغییر بدهد.


 بعدا از پیشنهاد اقای ذکور او مانور بعدی خود را اجرا کرد ، یعنی جنگ بر سر نحوه فیلم گرفتن ، نوشتن او و تغییر وی در فیلم نامه پذیرفت شده بود و جنگ بعدی او بر سر کارگردانی  و چگونگی فیلم گرفتن بود. هر سازشی به نفع وی تمام می شد

.به جای مبارزه با مدیر اجرایی طبق شرایط مدیر (به جای اینکه در زمین مدیر اجرایی نبرد کند ) ، او جنگ را به موضوع کشاند که مدیر هیچ گونه آشنایی با آن نداشتند.- مبارزه با یک هنر پیشه که می خواهد بر روی کارگردانی و نویسندگی فیلم تغییراتی ایجاد  کند  این زمین مبارز خانم وست بود در حقیقت کارگردان و مدیر اجرایی  در برابر زن باهوش و فریبده ای تمام مردان شرکت  از مقاومت در برابر او عاجز شده بودند در گیر جنگ شدند.

 سخن آخر اینکه
دشمن شما تمایل دارد در زمینی با شما وارد جنگ شود که بر آن اشنایی دارد لذا می تواند از قدرت خود در برابر شما استفاده کند و بهترین مزیت ها را بر علیه شما به کار گیرد.دادن چنین قدرتی به آنها و جنگدین طبق شرایط و نظر آنها شما را با مشکل مواجه می کند
 .هدف شما باید این باشد که زمین جنگ را به سمت مکان و شرایطی که مناسب رای شما است بکشانید.شما جنگ را می پذیرد ولی شرایط و زمین را اصلاح می کنید.

اگر جنگ در مورد پول است به سمت اخلاق تغییر دهید ، اگر دشمن می خواهد  بر سر یک موضوع خاص جنگ کند ، آن را بر روی موضوع بزرگ تر و سخت تر از توان انجام دادن آنها بکشانید.اگر آنها به دنبال جنگ ارام هستند به آن سرعت ببخشید.شما به دشمن خود اجازه نمی دهید که آرام باشد و طبق روال معمول خود جنگ کند. و دشمنی که به سمت زمین های ناشناخته حرکت کند ، کنترل را از دستش خارج می کند.و اگر کنترل از دستش خارج شود ، سازش می کند ، عقب نشینی می کند ، اشتباه می کند ، باعث نابودی خودش می گردد.

Wednesday, October 5, 2011

هنرل کنترل- آچمز کردن

دشمن را آچمز کنید ( اجازه استراحت به دشمن ندهید)

قبل از اینکه دشمن بتواند حرکتی کند و یا  قبل از آن که با یک حرکت ناگهانی نقشه شما را نابود کند ، ابتکار عمل را با یک حمله غیر قابل پیشبینی بدست بگیرد.

در انتظار لحظه مناسب و شرایط آسان نباشید شما آن لحظه را باید خود ایجاد کنید.. اگر شما در قسمت ضعیف تر هستید ، بسیار مهم است که دشمن را در حالت دفاعی قرار دهید چرا که تاثیر دلسرد کننده ای بر نیروهای آنها دارد
این مورد را با بررسی یک داستان تاریخی بهتر درک خواهیم کرد:جنگ شمال آفریقا در سال1940

نیروی انگلستان در سال 1940 موفق شدن موقعیت خود را در مصر مستحکم کنند و بخش هایی از لیبی را از ایتالیا باز پس بگیرند.انگلیس برای بدست گرفتن ترابلس نیروهایش را به سمت غرب یعنی به جهت ترابلس پیش برد هدف آنها  بیرون انداختن ایتالیا برای همیشه از کشور لیبی بودند. ژنرال ویول  Archibald Wavell  فرمانده ارتش انگلستان در چند جبهه  به جنگ ادامه با ایتالیا ادامه داد در نهایت ایتالیا به این نتیجه رسید که در نبرد صحرا ناتوان هستند. انگلیسی ها تصور می کردند ، می توانند به اندازه کافی خط دفاعی در لیبی ایجاد کنند و موقعیت نیروی خود را در مصر محکمتر کنند. و حمله نهایی را بر علیه ایتالیا در ماه اپریل سازماندهی کنند.

 تصویر ژنرال ویول فرمانده انگلیس

اما یک اتفاق غیر منتظره رخ داد  که انگلیسی ها به اندازه کافی به آن توجه نکردند و آن خبر انتصاب رومل به فرماندهی تیپ زرهی نیروهای آلمانی ماه فبریه 1941 بود.

 رومل فرمانده حمله برق آسا به فرانسه در سال پیش بود ( به قسمت حمله رعد آسا در این وبلاگ رجوع کنید) اما در لیبی او تحت نظر فرماندهان ایتالیایی بود.به دلیل تدارکات نا مناسب ایتالیایی ها و نیروی کم آلمان ها او نمی توانست برای انگلستان مشکلی ایجاد کند.از طرفی جاسوس ها اطلاع دادند که هیلتر او را مامور جلو گیری از ورود انگلستان به ترابلس کرده و او هیچ وظیفه دیگری ندارد.بنابراین خیال انگلیسی ها راحت بود که او مشکلی ایجاد نمی کند.
.تصویر ژنرال رومل نابغه جنگ صحرایی

 
با این بی توجهی انگلیسی ها ،بدون مشکل تانک های رومل به سمت شرق حرکت کرند.او نیروهای خود را به ستون های مختلف تقسیم کرد. و آنها را از مسیرهای مختلف به سمت خط دفاعی انگلستان روانه کرد که باعث شد انگلستانی ها نتوانند به نیت و هدف واقعی وی پی ببرند.


 نقشه حرکت مسیر نیروهای زرهی رومل

.ستونهای زرهی آلمانی با سرعت غیر قابل تصوری حرکت می کردند و در شب با چراغ تیره  عبور می کردند و چند بار دشمن را غافلگیری کرده و با حرکت ناگهانی به جناحها و یا پشت دشمن آنها را محاصره کرده و خطوط دفاعی انگلستان را می شکستند. در نهایت انگلستان ناچار شد به سمت شرق عقب نشینی کند. ژنرال انگلیسی که این حرکات را از قاهر دنبال می کرد ، حرکات رومل را تحقیر آمیز می دانست چرا که ، با وجود تدارکات کم موفق شده بود تا  آشفتگی زیادی را در خطوط دفاعی انگلستان در چند هفته ایجاد کند و آنها را مجبور کرده بود تا به مرز مصر عقب نشینی کنند.



بدترین قسمت این جنگ روش تازه ای بود که رومل برای جنگ انتخاب کرده بود. او در بیابان چنان حرکت می کرد که گویی بر روی اقیانوس در حال حرکت است ، با توجه به مشکل تدارکات و عوارض سخت زمین ،  تانکهایش را در حرکت دائم قرار داد.انگلیس ها حتی یک لحظه زمان برای پایین آوردن گارد خود و استراحت نداشتند ، و این فکر و روح آنها را خسته کرده بود. با وجود اینکه حرکات تانک ها  ظاهرا تصادفی بود ،اما هر بار یک نیت را در بر داشت و یک هدفی خاصی را دنبال می کرد. مثلا اگر او می خواست شهر خاصی را در تصرف خود بگیرد ، به سمت مخالف حرکت می کرد و سپس ناگهان چرخ می زد  و از یک جهت غیر منتظره شهر را مورد حلمه قرار می داد.
 قسمت بالا: حمله انگلیس به نیروی ایتالیا در شمال آفریقا
قسمت پایین حمله رومل به انگلیسی ها و عقب راندن آنها تا مرز مصر

رومل در راس نیروهای خود حرکت می کرد این کار ریسکی تا حد مرگ داشت. اما باعث می شد تا او قضاوت درست و سریعی از موقعیت خود و جهت حرکت نیروهای خود داشته باشد و ستون های خود را به مکان های مختلف اعزام کند .قبل از اینکه ارتش انگلیس بتواند نیت او را در یابد ، او از تانکهایش در جهت مخالف مسیر انگلستان حرکت می داد تا تاثیر مرگبارتری  داشته باشند.

تاکتیک رومل در نبرد صحرا
به جای فشار مستقیم ، و در گیر شدن با خط حمله دشمن ، او تانک های ضعیف خود به سمت دشمن ارسال می کرد ، سپس به تانکها دستور عقب نشینی می داد ، تانک انگلیسی آنها را تعقیب می کردند در همین حال نیروی زرهی آلمان  با ایجاد گرد و خاک و غبار دید انگلیسی ها را محدود  می کردند تا تانکهای انگلیسی متوجه نشوند که در حال حرکت به  سمت واحدهای ضد تانک آلمان ها هستند و زمانی که تعداد کافی از تانک های انگلیس  در دام رومل گرفتار می شدند  او از پشت سر به آنها حمله می کرد.


او به همراه واحد های خود کامیون داشت تا با ایجاد غبار ، انگلسی ها نتوانند پی ببرند که حرکت و جهت او به کدام طرف است ، و انها تصور کنند که با نیروی زیادی در حال حرکت هستند.

 
قراد دادن دائمی دشمن به صورت اماده باش  و مجبور کردن آنها به واکنش سریع در برابر هر حرکت رومل باعث شد تا انگلیسی ها اشتباهات بی پایانی را مرتکب شدند. آنها نمی دانستند که آلمانی ها در حرکت بعدی ممکن است در کجا و از کدام جهت حمله کنند بنابر این نیروهای خود را در یک منطقه وسیع به صورت خطرناکی  پخش کردند با این روش هر زمان که خبر رسیدن ارتش المان به نیروهای انگلیس می رسید انگلستانی ها موقعیت خود را ولو اینکه از نظر نیرو برتر هم بودند ترک می کردند.

در نهایت تنها چیزی که رومل را از پیشروی  را متوفق کرد دستور هیلتر بود چرا که او در نظر داشت تا به روسیه حمله کند و نیاز به نیروی کمکی زیادی داشت

 تفسیر و بررسی
اما چگونه رومل شرایط را ارزیابی کرد:
دشمن موقعیت قویتری در شرق داشت.که با توجه به تدارکات و نیروی کمکی از طرف مصر قوی تر هم می شد.رومل نیروی کوچکتری داشت و هرچه بیشتر صبر می کرد نیروی او بیشتر ضعیف می شد و کارایی خود را در مقابله با دشمن از دست می داد.
.لذا او تصمیمی گرفت از فرمان هیتلر سرپیچی کند ، وریسک بزرگی را با توجه به آموخته هایش از حمله به فرانسه انجام دهد او یاد گرفته بود ، زدن اولین ضربه بر علیه دشمن جهت نیرو را به نفع اولین ضربه زننده تغییر می دهد.اگر دشمن قوی تر باشد ، این حمله باعث  ایجاد ناامیدی و بهم ریختگی می گردد ، و سریعا به حالت دفاعی قرار می گیرد.بزرگ بودن و نا آماده بودن باعث می شود تا سازماندهی سخت گردد و این آشفتگی حتی باعث می شود تا  به توان  عقب نشینی منظم را هم از دست بدهند و در نهایت دچار آشفتگی گردند.

برای به کار گیری این استراتژی رومل باید بیشترین بی نظمی را در اردوگاه دشمن ایجاد می کرد.برای این منظور ، آلمان ها باید قویتر از آنچه که بودند به نظر برسند
.- سرعت ، حرکت و غافلگیری ، از عناصر هرج و مرج  می باشد.-
زمانی که دشمن محکم بر مواضع خود قرار دارد و به صورت آماده باش ایستاده است ، یک مانور تحریک کننده ، حرکت از یک سمت و سپس حمله از طرف دیگر ،اثری دو برابر دارد.دشمن که متفرق شده ، بدون اینکه زمان فکر کردن داشته باشد ، اشتباه زیادی خواهند کرد اگر شما فشار را ادامه دهید در نهایت قادر به شکست دشمن خواهید شد. کلید موفقیت رومل گرفتن ابتکار عمل با یک مانور شجاعانه و بهره بردن از این فرصت بدست آمده بود. 

رقبا سعی می کند که شما را در حالت دفاعی قرار دهد.مردم همواره سعی دارند تا شما را تحت فشار قرار داده تا به آنها واکنش نشان دهید.دشمن سعی میکند تا  شما را به یاد محدودیت ها و آنچه را که نمی توانید انجام دهید اندازد و در شما احساس پوچی و گناه ایجاد کند..قبل از هر چیز شما باید خود را از احساس گناه و ناتوانی رها کنید و سپس با یک عمل جسورانه قبل از اینکه دشمن آماده باشد ،  و با حرکت کردن به منظور گرفتن ابتکار عمل ، شما خود موقعیت را خلق می کنید با .فشار های اولیه شما بر رقیب شرایط به نفع شما تغییر می یابد 
حمله به دشمن قویتر قبل از اینکه او آماده شود باعث می گردد تا شما ابتکار عمل را به دست بگیرید

در این حالت رقبا مجبور می شوند به شما واکنش نشان دهند و این شما را قوی تر و بزرگ تر از آنچه هستید نشان می دهد این روش باعث می گردد رقبا نصبت به شما احساس ترس به همراه  احترام داشته باشند ( مانند احساسی که دشمنان آلمان نصبت به رومل داشتند). آماده شوید برای بهم زدن و گیچ کردن حریف برای این منظور پیشرو باشید  مهم نیست که چه اتفاق رخ می دهد.

این به شما بستگی دارد که دائما در حالت دفاعی باشید و یا اینکه دیگران را مبجور به دفاع کنید.

Sunday, October 2, 2011

هنر کنترل



مردم همواره سعی در کنترل کردن شما دارند  مدیران سعی می کنند کارمندان را کنترل کنند رقبا سعی می کنند شرکت شما را کنترل کنند، سیاستمدارن سعی می کنند افکار عمومی راکنترل کنند و.... در حقیقت. آنها می خواهند شما طبق نظر و تمایل آنها رفتار کنید.
 
تنها راه پیش دستی کردن در برابر هر شخص یا گروهی که سعی در کنترل کردن شما دارد آن است که شما طرف مقابل را هوشمندانه تر کنترل کنید، یعنی درعوض اینکه سعی کنید بر هر حرکت طرف مقابل تسلط داشته باشید ، جنگ را بر روی زمین خود و موضوعی که در آن تخصص و شناخت کامل دارید شیفت دهید. 



جریان و شرایط را به صلاح خود و به نفع منافع خود تغییر دهید.. با انجام مانورهایی سعی کنید ذهن حریف  را کنترل کنید. بر روی احساسات او کار کنید و آنها را مجبور کنید که اشتباه کنند اگر لازم باشد وانمود کنید که آنها کنترل را در دست دارند تا گارد خود را پایین بیاورند اگر شما تمام جهات جنگ را کنترل کنید و به آن چهار جوب بدهید هرچه که آنها انجام دهند در دست شما خواهد بود و به حریف خود تسلط خواهید داشت.


چرا هنر کنترل کردن هنر است؟ 
.هر گاه دو گروه باهم تقابل پیدا کنند هر یک دست به مانورهایی می زنند تا قدرت خود را به رخ حریف بکشند و نشان دهند که قدرت در دستان چه کسی است. ( مانند آنچه که در فوتبال انجام می گردد مثلا شوت مستقیم به سمت دروازه حریف ، سانتر و ضربه سر یک بازیکن بلند قامت و.... که معمولا در ابتدای بازی رخ می دهد دقیقا هدفی جز به رخ کشیدن قدرت تیم و ضعیف کردن روحیه حریف ندارد)

 
وظیفه شما به عنوان استراتژیست  دو بخش مهم  را شامل می گردد.


اول تعیین محل ( موضوع) مبارزه  . یعنی مکانی  ( موضوعی ) که شما به آن اشراف و شناخت کامل دارید.
 هر گز گول کسانی را که می گویند علاقه ای به کنترل کردن ندارد نخورید. اینها از همه خطرناک تر هستند


دوم شما باید طرف دیگر را مجبور کنید که مانند مهرهای شطرنج در جهت و مقصد شما حرکت کند. این روش توسط اساتید استراتژی در طی سالها مورد استفاده قرار می گرفت


نبرد در حقیقت تلاش جهت کنترل اقدامات  طرف مقابل است.نوابغ نظامی مانند هانیبال ، ناپلون ، رومل درک کردند که ، بهترین راه بدست آوردن کنترل ،آن است که تمام حرکات ، جهات ، احتمالات را  تعیین کنند. برای این منظور باید  دشمن را وادار کنند تا طبق شرایط شما وادار به جنگ شود ، به عبارت دیگر  باید دشمن را اغوا کرد  که وارد زمین های شوند که برای آنها نا آشنا است اما برای شما کاملا آشنا است. در حقیقت با این اقدام دشمن به نقطعه قوت شما حمله خواهد کرد.

مهمترین اقدام در این راستا آن است که فکر حریف را کنترل کنید و نقاط ضعف روانشناختی آنها را تشخیص دهید و مانور خود را منطبق بر آن نقطه ضعف ها اجرا کنید.  


استراتژیست های ممتاز دریافته اند که این غیر ممکن است تا بتوانند تمام حرکت دشمن را کنترل کنند و بفهمند عکس العمل آنها به هر حرکتی چه خواهد بود تلاش برای این کار بی فرجام و خسته آور خواهد بود..اما اگر استراتژیست بتواند حال ( روان) و ذهن دشمنش را کنترل کند دیگر مهم نیست که دشمن چه پاسخی به مانورهای او می دهد.اگر او بتواند در دشمن ترس، هراس ، عصبانیت ایجاد کند ، او حیطه بزرگتری از واکنش دشمن را کنترل خواهد کرد و آنها را در تله ذهنی قرار خواهد داد قبل از آنکه به صورت فزیکی آنها را اسیر نماید.





کنترل کردن می تواند دفاعی و یا تهاجمی باشد. در حالت کنترل تهاجمی می تواند با ایجاد  یک حمله  و فشار ناگهانی به دشمن ، کاری کرد که  ابتکار عمل را از دست بدهد و عقب گرد کند.در حالت دفاعی می توان دشمن را اغفال کرد تا گاردش را پایین بیاورد و یا او را مجبور کرد که یک حمله عجولانه بکند.


خیلی از مردم درک نادرستی از کنترل کردن دارند. آنها تصور می کنند که کنترل کرند یعنی هر حرکت و اقدامی که حریف انجام می دهد را بتوان کنترل کرد و تحت نظر داشت. در حقیقت این یک برداشت نابخردانه از هنر کنترل کردن می باشد و در نهایت باعث خستگی و بی انگیزه شدن و در نهایت از دست دادن کنترل می گردد.



اگر شما درک درستی از شرایط فکری ، سرعت، چهارچوب کاری که مردم در آن فعالیت دارند داشته باشید، قادر خواهید بود  پاسخ مناسبی را که مردم در برابر مانور شما انجام خواهند داد را پیش بینی کنید و نیاز به کنترل تمام جزئیات ندارید





 
سانتزو می گوید: کسی در میدان نبرد برتری دارد که دیگران را مجبور به انجام کاری کند و خود مجبور به انجام کاری نشود

در زیر چهار اصل اساسی این هنر بیان شده است که در هر مورد یک مثال تاریخی را مورد بررسی قرار خواهیم داد:



دشمن را در جا آچمز کنید:
قبل از اینکه دشمن بتواند حرکتی کند ، قبل از آن که با یک حرکت غیر قابل پیشبینی نقشه شما را نابود کند ، با یک حمله غافلگیر کننده و تهاجمی ابتکار عمل را در دست بگیرید.سپس می توانید با یک فشار به هدف خود برسید . از این برتری زود گذر به بهترین نحوه ممکن استفاده کنید.منتظر لحظه مناسب و آسان نباشید.شما آن لحظه را خود ایجاد کنید.. اگر شما در قسمت ضعیف تر هستید ، بسیار مهم است که دشمن را در حالت دفاعی قرار دهید ، که تاثیر دلسرد کننده ای بر وی دارد


زمین جنگ را تغییر دهید.
 دشمن تمایل دارد با شما در زمین های آشنای خودش بجنگد ، زمینی که تمام جزیات را می شناسد ، زمان و مکان- با زیرکی جنگ را به زمین های بکشانید که برای حریف نا آشناست در آن صورت شما کنترل حرکت ها را بدست خواهید گرفت.بدون تشخیص آنچه که اتفاق افتاده است ، حریف خود را در حال جنگ طبق شرایط شما خواهد دید.


وادار کردن حریف به انجام  اشتباه
: حریف شما استراتژی  را اجرا میکنند که منطبق بر نقاط قوتش  باشد  و در گذشته هم از آن استفاده کرده است.وظیفه شما در جنگ آن است که با حریف به گونه ای مقابله کنید که نتواند از نقط قوتش استفاده کند و در نتیجه طرح های آنها عقیم شده و در تحلیل شرایط دچار اشتباه می گردند و در نهایت زمان کافی برای انجام کارها را نخواهد یافت.. شما با ضعف های احساسی بازی خواهید کرد و آنها را تا می توانید عصبانی کنید ، نتیجه اینکه حریف به سمت یک تله مرگ آور هدایت خواهد شد .با این روش آنها اشتباه کرده و کنترل را به شما می دهند 
وانمود کردن به تحویل کنترل به حریف:
بهترین حالت کنترل آن است که طرف مقابل باور کند که کنترل امور در دست دارد. اگر آنها باور کنند که شما کمترین مقاومتی انجام نخواید داد باعث می شود تا گارد خود را در برابر شما پایین آورند و آسیب پذیر گردند.

در دامه هر یک از این چهار روش را بررسی خواهیم کرد.